مینویسم برای تو از دست رفته که هرکجای جهانی، بازگرد... مینویسم که بخوانی و بدانی، جهانم خالی از هر موجودیست، زمانی که تورا ندارم... مینویسم به جبران تمام روزها و شب هایی که داشتمت ولی حواسم پرت روزمرگی هایم بود مینویسم دوستت دارم برای توی از دست رفته، که بخوانی و بازگردی جهانِ کوچک من، کجای جهانى که هرچه جستجو میکنم، چشمانم تورا نمیبینند... میگویم بازگرد و پژواک صدایم جهان را پر کرده است، ولی اثری از تو نیست... من تو را در همه ى عالم میجویم و در انتها باز هم به هیچ میرسم مینویسم که به گوشَ ت برسد مینویسم که شايد کسی برایت بخواندَش مینویسم خوبم که به رسم گذشته دلت شورم را نزند... ولی تو بدان که سرگردان و دلگیرم
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور