عشق همانقدر که بزرگم میکند و شاد و امید وار همانقدر هم تحقیرم میکند و مایوس و غمگین یک روز خوشبختترین آدمِ روی زمین یک روز بی ثبات بی اراده بلاتکلیف میشوم یک روز عاشقِ شاعر یک روز شاعرِ عاشق یک روز بیزار از هر چه حرفِ قشنگ بی کلامترین میشوم تو با منی خاطراتت با من تمام این دنیا با من است عجیب در کنارِ تو تنها و تنهاتر و تنهاترین میشوم و گرچه عشق زیباترین دلیلِ بودن است هر روز ، بیش از روزِ پیش از این زندگی سیر میشوم .
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
آنگاه که تو را از دست دادم، هردومان بازنده شدیم من ، چون که تو را بیش از همه دوست می داشتم و تو چون من آن بودم که تو را بیش از همه دوست می داشت اما تو، بازنده تر از منی چون من دیگری را دوست توانم داشت آن گونه که تو را دوست می داشتم اما هرگز یافت نخواهد شد کسی که تو را چون من دوست بدارد
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
هر شب قبل از خواب،
بى آنكه با خبر باشى،
جولان ميدهى در خيالم
گاه با لبخندى گوشه ى لب
گاه با اشكى سرازير از گونه
به هر جان كندنى شده،
خودَت را نه
خيالت را حبس ميكنم در خوابم!
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
تو حق نداری
عاشق کسی بمانی که سالهاست رفته
تو مال کسی نیستی که نیست
تو حق نداری اسم دردهای مزمنت را
عشق بگذاری
میتوانی مدیون زخمهایت باشی
اما محتاج آنکه زخمیَت کرده نه!
دست بردار از این
افسانه های بی سر و ته
که به نام عشق
که فرصت عشق را از تو میگیرد
آنکه تو را زخمی خود میخواهد
آدم تو نیست
آدم نیست و تو سال هاست
حوای بی آدمی حواست نیست...
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
دلِ تنها
به چه شوقی پیِ یلدا برود؟
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
مربوط به پاییز حرف آمده ...
اما ؛ من که شاعر نیستم خیال ببافم!
قسم خورده ام تنها روی برگ ها قدم نگذارم
این هوای خوب
این دست های توی جیب
این انارها
این برگ ها
این مربوط به پاییز حرف
برای تکمیل شدنش یک تو کم دارد...
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور
برچسب:
نویسنده: حدیث احمدپور